حکم غیابی چیست؟ – رای غیابی – قاسم نجفی بابادی

حکم غیابی

احکامی که توسط دادگاه صادر می شود را می توان به دو دسته احکام حضوری و احکام غیابی تقسیم بندی کرد که اصل بر حضوری بودن حکم دادگاه است؛ مگر اینکه خوانده یا وکیل یا قائم مقام یا نماینده قانونی وی در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشده باشد و به طور کتبی نیز دفاع نکرده باشد و یا اخطاریه، ابلاغ واقعی نشده باشد. در چنین حالتی می توان از حکم غیابی واخواهی نمود.

علی الاصول طرفین دعوا حضور فعالی در دادگاه دارند و در جریان فرایند رسیدگی به دعوای مطرح شده قرار می گیرند. اما در برخی موارد امکان این وجود دارد که خوانده علی رغم اطلاع از دعوای مطرح شده در دادگاه بر علیه خود، نتواند یا نخواهد در روند رسیدگی در دادگاه حضور  یابد.

همچنین امکان این هست که خوانده اصلا از دعوای مطرح شده اطلاع پیدا نکرده باشد. به همین دلیل، عنوان حکمی که در این شرایط علیه خوانده صادر می شود، حکم حضوری نیست؛ بلکه حکم غیابی است و به همین دلیل است که قانونگذار امکان واخواهی از این حکم را پیش بینی نموده است. به همین مناسبت در این مقاله حکم غیابی و تفاوت آن با حکم حضوری توضیح داده می شود.

 

شرایط صدور حکم غیابی

⇐ شخص خوانده یا وکیل یا قائم مقام یا نماینده قانونی او در هیچ کدام از جلساتی که برای رسیدگی به دعوا در دادگاه تشکیل شده است، حضور نیافته باشند.

⇐ طرفین یا وکیل یا قائم مقام آن ها لایحه نیز به دادگاه نفرستاده باشند که منظور از لایحه همان دفاع به صورت کتبی است.

⇐ ابلاغ واقعی نشده باشد.

 

شرایط صدور حکم غیابی در مرحله تجدیدنظر

ماده ۳۶۴ قانون آیین دادرسی مدنی در این خصوص مقرر می‌دارد:

«در مواردی که رأی دادگاه تجدیدنظر مبنی بر محکومیت خوانده باشد و خوانده یا وکیل او در هیچ یک از مراحل دادرسی حاضر نبوده و لایحه دفاعیه یا اعتراضیه‌ای هم نداده باشند، رأی دادگاه تجدیدنظر ظرف مدت ۲۰ روز پس از ابلاغ واقعی به محکوم‌علیه یا وکیل او، قابل اعتراض و رسیدگی در همان دادگاه تجدیدنظر است. رأی صادره قطعی است».

بنابراین در جایی که خوانده در مرحله بدوی در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشده و لایحه‌ای نیز در دفاع از دعوا ارسال نکرده باشد.اما با این وجود، حکم دادگاه علیه او نباشد، که در این صورت، تجدیدنظرخواه که همان خواهان مرحله بدوی است، به تقدیم دادخواست تجدیدنظر مبادرت می‌کند.

اما تجدیدنظرخوانده باز هم پاسخی نمی‌دهد. در این صورت، چنانچه دادگاه تجدیدنظر، رأی بدوی را فسخ کرده و به صدور رأی به نفع تجدیدنظرخواه مبادرت کند، حکم صادره غیابی است.

 

تفاوت حکم حضوری و غیابی

در قسمت قبل به توضیح حکم حضوری و حکم غیابی پرداخته شد؛ حالا سوالی که ممکن است مطرح شود این است که حضوری یا غیابی بودن حکم چه تفاوتی دارد و چه آثاری بر این موضوع مترتب است؟

در پاسخ به این سوال باید ذکر کنیم که یکی از روش های اعتراض به رای دادگاه واخواهی است. واخواهی تنها می تواند از طرف خوانده ای که حکم غیابی به ضرر او صادر شده است مطرح شود. پس تشخیص اینکه حکمی حضوری است یا غیابی، از این لحاظ مفید است که در قانون برای احکام غیابی امکان واخواهی پیش بینی شده است ولی آرایی که به صورت حضوری صادر می شوند، امکان واخواهی ندارند.

 

مهلت واخواهی از احکام غیابی

طبق ماده ۳۰۶ قانون آیین دادرسی مدنی، مهلت واخواهی از احکام غیابی برای کسانی که مقیم کشورند، ۲۰ روز و برای کسانی که خارج از کشور اقامت دارند، دو ماه از تاریخ ‌ابلاغ واقعی خواهد بود؛ مگر اینکه معترض به حکم ثابت کند عدم اقدام به‌ واخواهی در این مهلت به‌ دلیل عذر موجه بوده است. در این ‌صورت باید ‌دلایل موجه بودن عذر خود را ضمن دادخواست واخواهی به دادگاه صادرکننده رأی اعلام کند. اگر دادگاه ادعا را موجه تشخیص داد، قرار قبول‌ دادخواست واخواهی را صادر می‌کند و اجرای حکم نیز متوقف می‌شود.

نکته: جهاتی از قبیل مرضی که مانع از حرکت است؛ فوت یکی از والدین یا همسر یا اولاد؛ حوادث قهریه از قبیل سیل، زلزله و حریق که بر اثر آن تقدیم دادخواست واخواهی در مهلت مقرر ممکن نباشد و توقیف یا حبس بودن به نحوی که نتوان در مهلت مقرر دادخواست واخواهی تقدیم کرد، عذر موجه محسوب می‌شود.

 

روش اعتراض به رای غیابی

جهت اعتراض به رأی غیابی در قانونی طریقی تحت عنوان وخواهی پیش بینی شده است. واخواهی در لغت به معنای اعتراض و معادل فارسی آن می‏‌باشد؛ و اعتراض نیز به معنای ایراد گرفتن،خرده گیری‏ و…آمده‏ است.

در حقوق ایران، واخواهی، شکایت و اعتراضی است که مختص احکام غیابی است‏ و در احکام حضوری واخواهی معنا ندارد.

اصحاب دعوای واخوهی علی القاعده همان اصحاب (عوای نخستین می‌باشند. یعنی خوانده مرحله بدوی (محکوم علیه غائب) واخواه و خواهان مرحله بدوی (محکوم له) واخوانده می‌باشد.

همچنین در صورت تعداد خواندگان ممکن است بعضی از آن‌ها واخواهی نماید و یا در صورت تعددخواهان‌ها این احتمال وجود دارد که محکوم علیه غائب تنها بعضی از آن‌ها را به واخواهی فراخواند.

در هر ۲ مورد به موجب ماده ۳۰۸ ق. آ.د.م رأیی که پس از رسیدگی واخواهی صادر می‌شود فقط نسبت به واخواه و واخوانده مؤثر است و شامل کسی که واخواهی نکرده است نخواهد شد مگر این که رأی صادره قابل تجزیه و تفکیک نباشد که در این صورت نسبت به کسانی که مشمول حکم غیابی بوده ولی واخواهی نکرده‌اند نیز تسری خواهد‌‌‌‌ داشت.

 

مرجع صالح برای واخواهی

مرجع صالح برای واخواهی همان دادگاه صادر کننده رأی قطعی می‌باشد.

 

  اجرای حکم غیابی

تبصره ۲ ذیل ماده ۳۰۶ قانون آیین دادرسی مدنی مقرر می‌دارد: اجرای حکم غیابی منوط به معرفی ضامن معتبر یا اخذ تامین متناسب از محکوم‌له خواهد بود مگر اینکه دادنامه یا اجراییه به محکوم‌علیه غایب، ابلاغ واقعی شده باشد و نامبرده در مهلت مقرر از تاریخ ابلاغ دادنامه واخواهی نکرده باشد.

اما در مورد ضامن معتبر باید گفت که ضابطه مدون و مشخصی مبنی بر اینکه ضامن معتبر کیست، وجود ندارد اما باید ملائت و اعتبار چنین ضامنی احراز شود تا در صورت نقض دادنامه غیابی و ورود خسارت به محکوم‌علیه غیابی، توان جبران خسارت مقرر را داشته باشد.

در انتها توجه به این نکته ضروریست که احراز ملائت و اعتبار ضامن مذکور همانند اخذ تأمین کفالت در مسایل کیفری، با مقام قضایی ذی‌ربط است و مدت تأمین یا ضمانت مأخوذه در تبصره ۲ ماده ۳۰۶ قانون آیین دادرسی مدنی نیز معلوم نیست. بدین لحاظ به‌نظر می‌رسد تا زمانی که حکم غیابی به محکوم‌علیه غایب ابلاغ واقعی نشده است، در نتیجه مدت واخواهی و تجدیدنظرخواهی نیز سپری نشده و تأمین مأخوذه به قوت خود باقی خواهد بود؛ نظریه شماره ۹۰۱/۷- مورخ ۱۷ اردیبشهت سال ۱۳۸۱ اداره‌ حقوقی قوه قضاییه نیز مؤید همین مطلب است.

 

مطلب مفیدی برای شما بود ؟ پس به اشتراک بگذارید برای دوستانتان

قاسم نجفی بابادی

2489 مطلب منتشر شده

درباره این مطلب نظر دهید !

محصولات پرفروش