خُلع و مُبارات دو نوع طلاق توافقی در فقه و حقوق اسلامی است که در آن زن با واگذاری مالی به شوهر از وی طلاق می گیرد. این طلاق مربوط به زمانی است که زن از شوهر تنفر پیدا کردهباشد، بقدری که حاضر است با پرداخت پول از قید همسری وی رها شود. این مال ممکن است مهریه زن یا معادل آن باشد، به همین جهت در فرهنگ عامه از عبارت «مهرم حلال و جانم آزاد» در اشاره به این نوع طلاق استفاده میکنند.
مالی که در طلاق خلع و مبارات به شوهر پرداخت میشود عِوَض یا فدیه نامیده میشود. این طلاق از نوع طلاق بائن است یعنی شوهر حق رجوع ندارد، مگر آنکه زن پشیمان گشته و مال خود را پس بگیرد. زن در مدت عده حق رجوع به عوض را دارد و در صورت این کار طلاق بائن به طلاق رجعی تبدیل میشود.
طلاق خلع
خُلع از ریشه از خَلع به معنی کندن و درآوردن است. در طلاق خلع شوهر خالع و زن مُختَلَعه نامیده میشود. مالی که زن به شوهر میدهد ممکن است مهریه، معادل مهریه یا مبلغی کمتر یا بیشتر از آن باشد. ماده ۱۱۴۶ قانون مدنی ایران طلاق خلع را اینچنین تعریف کردهاست:
طلاق خلع آن است که زن به واسطهٔ کراهتی که از شوهر دارد، در مقابل مالی که به شوهر میدهد، طلاق بگیرد، اعم از اینکه مال مزبور عین مهر یا معادل آن و یا بیشتر و یا کمتر از مهر باشد.
طلاق مبارات
مُبارات به معنی بیزار شدن از یکدیگر است. تفاوت این طلاق با طلاق خلع این است که در مبارات تنفر زن و شوهر دوجانبه است، از همین رو عوض طلاق نمیتواند از مهریه بیشتر باشد.
فرق طلاق توافقی با طلاق خلع و مبارات چیست؟
پاسخ: چنانچه زوجین هر دو در مورد طلاق توافق داشته و در مورد نحوه جدایی و پرداخت حقوق زن و فرزندان به تفاهم برسند طلاق توافقی می باشد. این طلاق برای سرعت بخشیدن به کار کسانی است که با توافق مصّر به طلاق هستند. طلاق خلع و مبارات نیز دو صورت طلاق توافقی است البته اجرای این طلاق نیز چون دیگر طلاق هایی که به درخواست زن و مرد است منوط به انجام تشریفات در مراجع قضایی و صدور گواهی عدم امکان سازش است. طلاق خلع و مبارات از نوع طلاق بائن است که امکان رجوع در آن نیست.
براساس ماده 1146 قانون مدنی طلاق خلع آن است که زن به واسطه کراهتی که از شوهر دارد در مقابل مالی که به او می دهد طلاق می گیرد اعم از اینکه مال مزبور عین مهر، معادل آن، یا بیشتر یا کمتر از مهریه باشد.
براساس ماده 1147 قانون مدنی طلاق مبارات آن است که کراهت از طرفین باشد ولی در این صورت عوض باید زاید بر میزان مهر نباشد. در واقع در این طلاق هر دو طرف از هم کراهت و تمایل به طلاق دارند اما میزان بخششی که زن به مرد می دهد بیش از مهریه نیست.
از لحاظ ماهیت در طلاق خلع و مبارات مادام که زن رجوع به عرض نکرده باشد بائن است یعنی اگر زن پس از طلاق خواهان مبلغی نباشد که برای گرفتن اجازه طلاق به مرد داده است طلاق بائن و رجوع ممکن نیست. زن در این نوع طلاق حق گرفتن نفقه ندارد و از شوهرش ارث نمی برد. اما اگر زن خواهان مهریه اش باشد و بخواهد مالش را پس بگیرد ماهیت طلاق تغییر و تبدیل به طلاق رجعی می گردد لذا امکان رجوع مرد ایجاد شده و زن حق ارث و نفقه را دارد.
« طلاق » عبارت است از برهم زدن پیمان ازدواج توسط مرد (زوج). طلاق یا بائن است و یا رجعى.
طلاق بائن یعنى طلاق غیر قابل رجوع.
طلاق رجعى یعنى طلاق قابل رجوع.
مقصود این است که مرد مىتواند مادامى که عده زن منقضى نشده رجوع کند و طلاق را کان لم یکن نماید. طلاق بائن که غیر قابل رجوع است یا از آن جهت است که عده ندارد مانند طلاق زنى که مرد با او نزدیکى نکرده است و طلاق زن یائسه، و یا از آن جهت است که در عین اینکه زن عده دارد مرد حق رجوع ندارد، مانند طلاق در نوبت سوم و یا ششم که تا زن با مرد دیگر ازدواج نکند و با او آمیزش ننماید، شوهر اول نمىتواند با او ازدواج کند، و یا طلاق نوبت نهم که براى همیشه آن زن بر شوهر سابقش حرام مىشود.
در طلاق شرط است که اولا در حال پاکى زن صورت گیرد، ثانیا دو نفر شاهد عادل در حین طلاق حضور داشته باشند. طلاق مبغوض الهى است. پیغمبر خدا فرمود: ابغض الحلال عند الله الطلاق. یعنى طلاق در عین اینکه حرام نیست مبغوض و منفور خداوند است; و این خود، سرى دارد.
عده چیست؟
عده عبارت است از مدتی که تا پایان یافتن آن، زنی که عقد نکاح او منحل شده است، نمیتواند شوهر دیگری اختیار کند. به بیان ساده عده مدتی است که در آن زنی که از همسرش جدا شده برای اطمینان از نداشتن فرزندی از همسر خود (پاک بودن رحم خود) و احترام به رابطهی زناشویی سابق، حق ازدواج مجدد را از دست می دهد. این مدت با توجه به نوع پایان ازدواج (مرگ شوهر، فسخ نکاح یا طلاق)، نوع ازدواج (دائم یا موقت) و بارداری یا عدم بارداری زن متفاوت است که مختصرا به آنها اشاره میکنیم. عدهی طلاق در عقد دائم ۳ طهر است. طهر در لغت به معنای پاکی است و به روزهای پاکی زن از حیض و نفاس ایام طهر می گویند، بنابراین در عدهی طلاق، زن باید ۳ پاکی بر خود ببیند تا عدهی او به اتمام برسد. (حیض خونریزی ماهیانه زنان در ایام خاص و نفاس خونریزی بعد از فارغ شدن زن از بارداری است.) عدهی زن حامله چه عقد موقت باشد چه دائم تا زمان وضع حمل است. عدهی وفات چه در عقد دائم و چه در عقد موقت در هر حال ۴ ماه و ده روز است. مگر اینکه زن حامله باشد که در این صورت عدهی وفات تا زمان وضع حمل است.
رجوع چیست و چه آثاری دارد؟
مراد از حق رجوع در طلاق رجعی آن است که مرد می تواند در مدت عده بدون آنکه نیاز به عقد مجدد باشد با هر لفظ یا عملی به همسر خود بفهماند که او را مجددا به همسری خود پذیرفته است مشروط بر آنکه قصد رجوع داشته باشد. در واقع قانونگذار ایران قصد رجوع را شرط اساسی در برقراری مجدد رابطهی زناشویی قرارداده تا امکان سوءِاستفاده از زن مطلقه را از بین ببرد. و منظور از قصد رجوع آن است که مرد ارادهی واقعی مبنی بر از سرگیری رابطهی زناشویی و تشکیل مجدد خانوادهی خود را داشته باشد و بخواهد مجددا با همسر مطلقهی خود زندگی کند. بنابراین اگر مرد قصد رجوع نداشته حتی اگر عملی انجام بدهد که نشان از رجوع باشد (مثل لمس کردن دست همسر خود یا بغل کردن وی) قانونا و بنابر نظر اکثر فقها رجوع واقع نشده است. علت اینکه در مدت عدهی طلاق رجعی، رجوع نیازمند عقد جدید نیست آن است که زن مطلقهی رجعیه [در طلاق رجعی به زن مطلقه، مطلقهی رجعیه گفته میشود] در در حکم زوجه است و تمام آثار زوجیت برپاست تا آنجا که قانون مدنی بیان کرده در عدهی طلاق رجعی زن حق نفقه دارد و مرد مکلف است نفقهی زن خود را پرداخت کند و چنانچه از پرداخت نفقه امتناع کند زن قانونا می تواند از او شکایت کند. (ترک انفاق جرم تلقی میشود و ۶ ماه تا دو سال حبس تعزیری دارد.)
مرد میتواند به دو طریق به زن خود رجوع کند:
1 – حرفی بزند و با همسر خود مصالحه کند مثل گفتن جملهی دوستت دارم.
2 – فعلی انجام بدهد که نشان از بازگشت به زندگی باشد، مثل آنکه دست همسر خود را بگیرد یا روسری او را از سر درآورد.
در چه مواردی طلاق رجعی و در چه مواردی بائن است؟
کلیه طلاقها رجعی میباشند مگر در شرایط زیر:
۱- جدایی که قبل از وقوع زناشویی (نزدیکی) اتفاق بیفتد.
چنانچه مردی همسر خود را قبل از وقوع نزدیکی (آمیزش جنسی) طلاق دهد، این جدایی از جنس بائن خواهد بود.
۲- طلاق زن یائسه
یائسگی یکی از مراحل طبیعی زندگی زنان است که معمولاً در حدود سن ۴۵ تا ۵۵ سالگی آغاز میشود. در این زمان تخمدانها به میزان کمتری هورمونهای زنانه، بهخصوص استروژن را ترشح کرده و سبب بروز علائم یائسگی میشوند. در ابتدا عادت ماهیانه نامرتب شده و سپس بهطور کامل قطع میشود. زنانی که به مدت یک سال عادت ماهیانه نداشته باشند یائسه محسوب میشوند. حال با توجه به این تعریف چنانچه مردی همسر یائسه خود را طلاق دهد، از نوع بائن بوده و مرد بدون عقد جدید نمیتواند به زندگی مشترک خود بازگردد.
۳- طلاق خلع
طلاق خلع آن است که زن بهواسطه کراهتى که از شوهر خود دارد، در مقابل مالى که به شوهر میدهد جدا شود، اعم از اینکه این مال دقیقا معادل مهر و یا بیشتر و یا کمتر از مهر باشد.
۴- طلاق مبارات
طلاقی است که در آن زن و شوهر هر دو از یکدیگر کراهت داشته باشند ولى در این صورت مالی که زن به شوهر خود میدهد نباید بیش از میزان مهریه باشد.
لازم به توضیح است درصورتیکه در طلاق خلع و مبارات، زن از آنچه که به مرد داده است پشیمان شود و آن را دریافت نماید، طلاق به رجعی تبدیل میشود.
۵- سومین طلاق
سومین جدایی که بعد از سه وصلت پیدرپی رخ دهد نیز از جنس بائن بوده و شوهر دیگر نمیتواند در زمان عده به همسر خود رجوع کند.
شایانذکر است که طلاقها با توجه به اینکه کدام یک از زوجین درخواست آن را داشته باشد نیز قابل تقسیم هستند. در مقالات دیگری به بررسی طلاقها از این منظر پرداختهایم.
مفهوم عسر و حرج چیست؟
عسر و حرج به معنی سختی و مشقت است و اصطلاحا حالتی را در برمیگیرد که زن از ادامهی زندگی با همسر خود عاجز و ناتوان شده و تحمل آن زندگی برای او غیرممکن است و هرطور شده می خواهد از همسر خود طلاق بگیرد. عسروحرج در مادهی ۱۱۳۰ قانون مدنی و تبصرههای آن بیان شده که زن میتواند با اثبات یکی از آنها در دادگاه از همسر خود جدا شود و این جدایی طلاق بائن محسوب می شود و در مدت عده برای مرد حق رجوع وجود نخواهد داشت.
در طلاق به علت عسروحرج زن با مراجعه به دادگاه خانواده علت عسر و حرج را بیان میکند و با اثبات آن از دادگاه درخواست طلاق مینماید. دادگاه در صورتی که عسروحرج را ثابت بداند مرد را ملزم میکند که به علت شرایط مشقت باری که برای همسر خود فراهم کرده او را طلاق بدهد و چنانچه اجبار مرد ممکن نباشد زوجه با اذن قاضی و با حکم دادگاه طلاق داده میشود.
چه مواردی عسرو حرج تلقی می شود؟
۱. ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت ۶ ماه متوالی (یعنی مرد پشت سر هم به مدت ۶ ماه حضور نداشته باشد) يا ۹ ماه متناوب در مدت يک سال بدون عذر موجه (یعنی مرد ۹ ماه از ۱۲ ماه سال حضور نداشته باشد)؛
۲. اعتياد زوج به يکی از انواع مواد مخدر يا ابتلای وی به مشروبات الکلی که به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد؛
۳. محکوميت قطعی زوج به حبس پنج سال يا بيشتر؛
۴. ضرب وشتم يا هرگونه سوء رفتار مستمر زوج که عرفا با توجه به وضعيت زوجه قابل تحمل نباشد؛
۵. ابتلای زوج به بيماریهای صعب العلاج روانی يا هرعارضهی صعب العلاج ديگری که زندگی مشترک را مختل کند. (مراد از بیماری صعب العلاج آن دسته از بیماری هاست که به آسانی درمان نشوند و معالجهی دشواری داشته باشند.)
لازم به توضیح است که موارد ذکر شده در این ماده تمثیلی است و اگر زن به دلایلی غیر از موارد بیان شده در قانون در عسر و حرج و سختی باشد می تواند با اثبات آن در محضر دادگاه درخواست طلاق کند
صیغه طلاق
صیغه طلاق به دو صورت جاری می شود:1-رجعی 2- بائن
1- طلاق رجعی
طلاق رجعی، طلاقی است که برای شوهر در مدت عده حق رجوع است این حق جزء اختیارات شوهر است و برای زن چنین حقی در نظر گرفته نشده است حق رجوع را با هیچ قراردادی نمی توان از بین برد و شوهر نیز نمی تواند این حق را از خود ساقط کند. رجوع مرد به زن تابع تشریفات خاصی نیست و با هر بیان و اقدامی که حکایت از رجوع کند انجام می پذیرد و زن هم به محض رجوع مکلف به انجام وظایف زناشویی است.
2- طلاق بائن
طلاق بائن که در بین مردم به طلاق خلعی معروف است طلاقی است که در زمان عده برای شوهر حق رجوع نیست. موارد زیر طلاق بائن است:
1- طلاقی که قبل از زناشویی واقع شود.
2- طلاق زن یائسه(یائسه زنی است که به اقتضای سن که معمولا پنجاه سالگی است عادت زنانگی نمی بیند و زمان بارداری او به پایان رسیده است.)
3- طلاق خلع و مبارات، توضیحا اضافه می کند طلاق خلع طلاقی است که زن به لحاظ کراهت (بیزاری) از شوهرش با بخشیدن مالی به او طلاق می گیرد و طلاق مبارات طلاقی است که این بیزاری دو طرفه باشد ( زن و شوهر از هم بیزار باشند و میلی به ادامه زندگی نداشته باشند.)
4- سه طلاق( یعنی سومین طلاقی که بعد از سه وصلت پی در پی بوجود آید.) طلاق هایی که از طرف دادگاه خانواده به تقاضای زوجه و بلحاظ عسر و حرج صادر می شود جزء در یک مورد (طلاق زوجه غایب مفقود الاثر) که رجعی است در بقیه موارد بائن است یعنی شوهر حق رجوع ندارد. زیرا رجعی بودن این گونه طلاق ها با فلسفه وجودی دادگاه های خانواده و مفاد ماده 1130 قانون مدنی اصلاحی آبان 1370 منافات دارد. ماده 1130 قانون مدنی
در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد وی می تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند، چنانچه عسر و حرج مذکور در محکمه ثابت شود دادگاه می تواند زوج را اجبار به طلاق کند و در صورتی که اجبار میسر نباشد زوجه به اذن حاکم شرع طلاق داده می شود
![]()
این پست برگرفته از کتب و سایت های مختلف حقوقی می باشد












جهت رفع سوالات و مشکلات خود از سیستم پشتیبانی سایت استفاده نمایید .
دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.